نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵ ازرقی هروی

ازرقی هروی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای مر ابدان بزرگی را بپیروزی روان

وی مر الفاظ سخاوت را ببخشیدن ضمان

بر تن دولت بقای جاه تو بهتر ز سر

در سر همت هوای جود تو برتر ز جان

بردبار امرت آمد گیتی نا بردبار

مهربان جاهت آمد گنبد نا مهربان

یادگاری دانم از طبع تو در دانش خرد

مستعاری دانم از رای تو پاکی در روان

کلکت از قدرت قدر ، اسب تو از تیزی قضا

ای قدر در زیر دست و ای قضا در زیر ران

گرچه تأثیر سپهری گردشی دارد ثقیل

هم برجاه تو آخر هم بجنباند عنان

گرچه دارد نار دانه رنگ لعل نابسود

نیست لعل نابسوده در بها چون ناردان

تا همی خورشید دارد چهرۀ زرین سپر

تا همی پروین نماید پیکر سیمین سنان

پیکر پروین بود در زیر نعلت خاکبوس

چهرۀ خورشید باشد در سرایت پاسبان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش ویژگی‌های برجسته و نیکوی یک فرمانروای بزرگ می‌پردازد. شاعر از قدرت و عظمت او در حکمرانی و سخاوت او در خدمت به مردم یاد کرده و تأکید می‌کند که شخصیت و همت او برتر از جانشینانش است. او همچنین به نوعی از اثرات مثبت و منفی حیات بشری اشاره دارد و با زبان استعاری بیان می‌کند که گرچه دنیا به صورت متغیری است، ولی تاثیر و جایگاه این فرمانروا همواره پابرجاست. در انتها، شاعر به زیبایی‌های طبیعی و عنصرهای معنوی اشاره می‌کند که به شکلی نمادین می‌نمایند که چهره خورشید و پیکر پروین در خدمت او قرار دارند. در کل، شعر به توصیف عظمت، بخشندگی و ثبات او می‌پردازد.