نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲ باباافضل کاشانی

باباافضل کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در مقامی که رسد زو به دل و جان آسیب

نبود جان خردمند ز رفتن به نهیب

ناشکیبا مشو ار باز گذارد جانت

خانه ای را که ز ویران شدنش نیست شکیب

تن یکی خانهٔ ویرانی و بی سامانی ست

نتوان داشت در او جان و روان را به فریب

گرچه پیوستهٔ جان است تن تیره، ولیک

شاخ را نیست خبر هیچ ز بویایی سیب

گرچه از جان به شکوه است و به نیرو، هر تن

جان نگیرد ز تن تیره به زیبایی زیب

دیدهٔ جان خرد است و روشش اندیشه

ناید از کوری و کری تنش هیچ آسیب

چشم جان روشن و بیناست ز نزدیک و ز دور

پای اندیشه روان است بر افراز و نشیب

بی گمان باش خردمند، که در راه یقین

خردت راست رود با تو، گمانت به وُریب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به اهمیت جان و خرد در زندگی انسان اشاره شده است. نویسنده به این نکته پرداخته که اگرچه تن انسان ممکن است ویران و ناتوان باشد، اما جان و خرد باید بر تاب نیاورند و در مسیر حقایق زندگی به پیش بروند. او به خواننده توصیه می‌کند که به جای ناامیدی از وضعیت ظاهری، با اندیشه و خرد حرکت کند و در جستجوی یقین و حقیقت باشد. در نهایت، تأکید می‌شود که ضعف تن نباید مانع از رشد و ترقی جان و افکار شود.