نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳ باباافضل کاشانی

باباافضل کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دارم دلی مخاطره جوی بلا پرست

سرگشته رایِ گم شده عقلِ هوا پرست

با درد و غم به طبع، چو یاری وفا نمای

با جان خود به کینه، چو خصمی جفا پرست

سعیَم هبا شده است و طلب بیهده، از آنک

بیهوده جوی شد دل و دیده هوا پرست

ممکن که من نه آدمی‌ام، ز آنکه آدمی

یا بت پرست باشد و یا بس خدا پرست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت‌ها از دل سرگشته و جستجوگر خود سخن می‌گوید که در پی عشق و زیبایی است. او از درد و غم می‌گوید و اینکه با وجود وفاداری، در دلش کینه‌ای وجود دارد. تلاشش بی‌فایده به نظر می‌رسد و احساس می‌کند که دل و چشمانش به دنبال چیزهای بی‌معنی هستند. در پایان، شاعر به این نتیجه می‌رسد که شاید او انسان نیست، بلکه یا بت‌پرست است یا خداپرست.