نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹ شیخ بهایی

شیخ بهایی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به شهر عافیت، مأوی ندارم

بغیر از کوی حرمان، جا ندارم

من از پروانه دارم چشم تحسین

ز عشاق دگر، پروا ندارم

بهشتم می‌دهد رضوان به طاعت

سر و سامان این سودا ندارم

بهائی جوید از من زهد و تقوی

سخن کوتاه، من اینها ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به نداشتن آرامش و عافیت در دنیا اشاره می‌کند و می‌گوید که در جستجوی عشق و وفاداری، جایی جز کوی حرمتی برایش نمانده است. او به ستایش پروانه‌ها پرداخته و از عشق‌های دیگر چشم‌پوشی می‌کند. بهشت و ثواب‌های آن هم برایش مهم نیست و به دنبال معنایی عمیق‌تر از زهد و تقوی نیست. در نهایت، او زندگی‌اش را به کوتاهی و نداشتن چیزهای متداول توصیف می‌کند.