بخش ۱۰ - در توحید شیخ بهایی
شیخ بهایی / نان و پنیر / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دست او، طوق گردن جانت
سر برآورده از گریبانت
به تونزدیکتر ز حبل ورید
تو در افتاده در ضلال بعید
چند گردی به گرد هر سر کوی
درد خود را دوا، هم از او جوی
«لا» نهنگی است، کاینات آشام
عرش تا فرش در کشیده به کام
هر کجا کرده آن نهنگ آهنگ
از من و ما نه بوی ماند و نه رنگ
نقطهای زین دوایر پرگار
نیست بیرون ز دور این پرگار
چه مرکب در این فضا، چه بسیط
هست حکم فنا، به جمله محیط
بلکه مقراض قهرمان حق است
قاطع وصل کلمان حق است
هندوی نفس راست غل دو شاخ
تنگ کرده برو جهان فراخ
دارد از «لا» فروغ، نور قدم
گرچه «لا» داشت، تیرگی عدم
چون کند «لا» بساط کثرت طی
دهد «الا» ز جام وحدت، می
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی حقیقت وجودی انسان و هستی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری چون طوق گردن، نهنگ کائنات و پرگار، به محدودیتهای انسانی و جستجوی معانی عمیقتر اشاره دارد. او نهنگ را به عنوان نماد چیرگی و تسلط بر کائنات معرفی میکند و به سرگردانی انسان در جستجوی حقیقت و معنا اشاره دارد. در نهایت، شاعر به فلسفهی وحدت و عدم کثرت اشاره میکند و بر این باور است که انسان باید از ظلمات و محدودیتها عبور کند تا به حقیقت و نور برسد.