نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۳ - فی ماهیة الذوات شیخ بهایی

شیخ بهایی / نان و پنیر / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر یک از موجود، با طوری وجود

بهر او موجود شد، انسان نمود

بود امر ممکنی از ممکنات

در ازل ممتاز از غیرش به ذات

بود اما بودنی علمی و بس

حد علم ارچه نشد مفهوم کس

مأخذ کل، قدرت بی‌منتهی است

بی‌کم و بی‌کیف و أین و متی است

داشت از حق، بهر حق را هم ظهور

خواهی ار تمثیل وی، چون ظل و نور

ظل، قدرت بود، کل، قبل الوجود

هم ز حق، از بهر حق معلوم بود

چون معانیشان ز یکدیگر جداست

گر تو ماهیاتشان خوانی، رواست

زانکه ماهیت ز ماهو مشتق است

زان به هر یک صدق، تشبیه حق است

آنچه می‌گویم، همه تقریب دان

نیست جز تقریب در وسع بیان

این بیانات و شروح، ای حق شناس

جمله تمثیل و مجاز است و قیاس

وه! چه نیکو گفت دانای حکیم

از پی تمثیل قدوس و قدیم:

ای برون از فکر و قال و قیل من

خاک بر فرق من و تمثیل من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی وجود و حقیقت وجود انسان و رابطه آن با خداوند می‌پردازد. نویسنده بیان می‌کند که هر موجودی به نوعی از حق و وجود برخوردار است و انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست. او اشاره می‌کند که وجود انسان و هر موجود دیگری، به حق مربوط می‌شود و به نوعی از نور و سایه حق ناشی می‌شود. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که واقعیات و معانی عمیق‌تری در پس این تمثیل‌ها و قیاس‌ها قرار دارد و بیان آنها تنها تقریب‌هایی برای فهم بهتر حقیقت هستند. در نهایت، شاعر از محدودیت‌های بیان انسانی در توصیف حقیقت الهی سخن می‌گوید و بر دشواری درک عمیق این مفاهیم اشاره می‌کند.