نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ سلطان باهو

سلطان باهو / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ایا والی معلی کن وفاداران خود ها را

توئی مولی مزکی کن جفا کاران خود ها را

بقرب خویش را هم ده، دل دیوانه ء مارا

مکن بیدل بمهجوری تو غمخواران خود ها را

طبیبان جمله می هستند دوا هرگز نمی دانند

نظر رحمت مداوا کن به بیماران خود ها را

بسی گریم ز شوق تو، بسی نالم ز درد تو

نظر فضلی فراوان کن، به مشتاقان خود ها را

اگر این یار مشتاق است، گدای شب که بیدارست

نباید سخت بی‌رحمی به درویشان خود ها را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعوت از معلی (یک مقام یا والی) است تا به وفاداران خود رسیدگی کند و به جفا کاران محبت نکند. بیان شده که معلی باید نزدیکان و دیوانگان را در نظر داشته باشد و به حال بیماران توجه کند. شاعر از عشق و درد ناشی از دوری می‌نالد و خواستار رحمت و محبت بیشتر به مشتاقان و درویشان است و نسبت به سخت‌گیری توصیه می‌کند. در کل، شعر درباره محبت، رحمت و توجه به دیگران است.