نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ سلطان باهو

سلطان باهو / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بر رُخش زیبا چو دیدم نقش و خال

باز ماندم ماورایش قیل و قال

حرف حسنش بردلم واضح بماند

بس نگر دو لب لسانم زین مقال

لعل لب عارض چو گلگون، دلبربا

نیست مثلش در جهان اندر جمال

کس ندیده در جهان با دیده

چونکه دیدم حسن او را باکمال

تاکه دیدم حسن رو را بالیقین

جز جمالش را نه بینم در خیال

عاشق اندر حسن او دائم نگر

تابمانی درجهان خود حسن و خال

براُمید وصل اُو، دل زنده دار

یک زمان گوید ترا باری تعال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند. او از نقش و خال زیبای صورت او شگفت‌زده شده و در حالی که در افکار خود غرق است، نمی‌تواند از فکر زیبایی او خارج شود. لب‌های معشوقش چون لعل و گل به نظر می‌رسد و او را از هر زیبایی دیگری در جهان متمایز می‌کند. شاعر به وضوح بیان می‌کند که وقتی به زیبایی او نگاه می‌کند، هیچ چیز دیگری در خیال ندارد و همواره در جستجوی وصال اوست. در نهایت، او از خداوند می‌خواهد که فرصتی برای دیدن دوباره معشوقش به او عطا کند.