شمارهٔ ۴۴ سلطان باهو
سلطان باهو / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به هر حالی جمال الله جویم
به هر قالی جمال الله جویم
به جز رویش نبینم هیچ چیزی
ز شوق جان جمال الله جویم
ز پیش و پس، خبر هرگز ندارم
ز این و آن جمال الله جویم
به مستی یار یاران گرچه مستم
به مستی هم جمال الله جویم
طریق عشق مارا نیست دیگر
به هر ذره جمال الله جویم
فدا شد جسم و جان در ذات یاهُو
به هستی هم، جمال الله جویم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از یک عاشق است که در تلاش است تا جمال و زیبایی الهی را در هر حال و هر جا بیابد. شاعر تاکید میکند که تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، دیدن روی خداوند است و عزیزتر از آن چیزی نمیبیند. او نگران دنیای بیرونی نیست و از هر چیزی فقط زیبایی خدا را جستجو میکند. حتی در مستی و عشق، باز هم به دنبال جمال الله است و میگوید که دیگر راهی جز عشق به خداوند برای او نمانده است. در نهایت، او همه وجود خود را برای خدا فدای میکند و در هر ذره از هستی به دنبال جمال الهی است.