نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای شب خجل ز مویت گل تنگ دل ز رویت

کوثر عرق گرفته از شرم خاک کویت

ماییم و خشک جانی بر کف نهاده پیشت

یا رحمت است رایت یا کشتن آرزویت

عالم ز عشوه پر کن دلها به غمزه بشکن

کس را نماند رویی کارد سخن به رویت

آشوب شهر جویی بربند راه وصلت

خون ریز خلق خواهی بگشای بند مویت

اینک مجیر و شهری در پی به خصمی تو

با تو چه جای بیم است با خصم کینه جویت؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عاشقانه و زیبایی‌خاصی از معشوق می‌پردازد. شاعر به وجود زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن می‌گوید. در اینجا، معشوق به‌عنوان منبع عشق و آرزو به تصویر کشیده می‌شود و شاعر از درد و رنج ناشی از عشق سخن می‌گوید. او همچنین به عاشقانه‌های شهر و تلاش برای رسیدن به معشوق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در این مسیر، هیچ چیز نمی‌تواند جلوی عشق را بگیرد. به‌طور کلی، این شعر به عشق و زیبایی معشوق و چالش‌های مربوط به آن می‌پردازد.