نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلی که درد تو ارزد دوا نمی‌ارزد

کسی که مهر تو جوید جفا نمی‌ارزد

جهان خرم گر بی تو عاشقان ترا

فزون ز نیم جو ارزد، مرا نمی‌ارزد

بهای کون و مکان بی‌تو یک نفس ندهم

که بی‌تو هر دو مرا این بها نمی‌ارزد

از آن مجیر که سر در سر وفای تو کرد

جفا مدار دریغ ار وفا نمی‌ارزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار بیانگر احساس شدید عشق و وابستگی به معشوق است. شاعر می‌گوید که قلبی که درد عشق تو را احساس کند، ارزش درمان ندارد و کسی که محبت تو را می‌جوید، سزاوار آزار نیست. او همچنین اشاره می‌کند که حتی اگر جهان خوش باشد، اما بدون محبوب، برای او ارزش ندارد. ارزش هستی و وجود خود را تنها در کنار محبوب می‌بیند و هر نوع جدایی را بی‌ارزش می‌داند. در نهایت، از محبوب می‌خواهد که به او آزار نرساند چون وفا و محبت از جفا بالاتر است.