نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

مگذار که عشقت را هر مختصر اندیشد

یک گام نهد در ره صدبار براندیشد

جایی که ز مژگانت زوبین بلا بارد

عاشق نبود آنکس کانجا سپر اندیشد

دل وصلت لب جوید وانگاه ز جان ترسد

پروانه رخت بیند وانگه ز پر اندیشد

وصلت به تمنایی حاصل نشود کس را

کی طعم شکر یابد آنکو شکر اندیشد

جایی که سراندازی ای شمع نکورویان

سر سوخته به چون شمع آنکو ز سر اندیشد

در خون کشم آن دل را کو از سر نااهلی

جز پیش تو جان دادن چیزی دگر اندیشد

امید مجیر از تو بیش از نظری نبود

خود زهره نمی دارد کان یک نظر اندیشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و رابطه‌های عاشقانه می‌گوید و به اهمیت تصمیم‌گیری‌های درست و عمیق در این زمینه اشاره دارد. او تأکید می‌کند که نباید عشق را سطحی و مختصر تصور کرد و باید قبل از هر اقدام، با دقت و تأمل عمل کرد. عشق واقعی نیازمند شجاعت و فداکاری است و کسانی که تنها به فکر خودشان هستند، نمی‌توانند به درستی عشق را درک کنند. همچنین شاعر به دشواری‌ها و خطرات عشق اشاره می‌کند و به این نکته تأکید می‌کند که عشق عمیق‌تر از صرفاً تمنا و آرزوست و برای درک واقعی آن، باید خود را تسلیم احساسات کرد. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که امید به عشق واقعی نیازی به تأمل عمیق دارد و تنها با یک نگاه نمی‌توان به درک کاملی از عشق رسید.