نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

مهر تو هرگز ز جانم نگسلد

یاد تو هیچ از زبانم نگسلد

از توام بگسست گردون اینت درد

چون کنم تا از جهانم نگسلد؟

هجر بدنام تو هم نیک است اگر

از جهان نام و نشانم نگسلد

غرقه‌ام در خون وزین بدتر شوم

گر سرشگ از دیدگانم نگسلد

وصل خود پیوند جانم کن مگر

رشتهٔ یکتای جانم نگسلد

اندرین میدان که دانی با غمت

می‌دوانم گر عنانم نگسلد

صبر من هر روز گوید کای مجیر!

بگسلم زنجیر و دانم نگسلد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شدت وابستگی و عشق خود به معشوق را بیان می‌کند. او از ماندگاری یاد و محبت معشوق در جان خود سخن می‌گوید و حتی با وجود درد و جدایی، حاضر به قطع رابطه نیست. شاعر با اشاره به غم و هجران، تأکید می‌کند که نام و نشانی از عشقش باید در این جهان باقی بماند و هیچ چیز نتواند او را از عشقش جدا کند. او به صبر و تحمل در این رابطه اشاره می‌کند و می‌خواهد که پیوندش با معشوق همواره برقرار باشد.