شمارهٔ ۳۹ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا لاله ز شوخی به جهان شور در افگند
از پرده بسی خسته دلان را بدر افگند
زلف و رخ معشوقه ما دید بعینه
هر دیده که بر لاله سحرگه نظر افگند
هر خون که جهان خورد از آزرده دلان پار
امسال زمین از جگر خویش برافگند
خوش دل شده بود از مدد عمر که ناگه
بیم اجلش خون سیه در جگر افگند
آن روز که بشکفت ز یاقوت سپر ساخت
و آن شب که فرو ریخت ز عالم سپر افگند
مرغی است عجب لاله که بر شاخ زمانه
شب بال بر آورد و سحرگاه پر افگند
با لاله همی خواست مجیر اسب طرب تاخت
یک حادثه پیش آمد و صد دفع در افگند
سوسن به سحرگه به زبانی که ورا هست
از فتح شه اندر همه عالم خبر افگند
شه زاده محمد پسر اعظم اتابک
کاو سایه همه بر سر فتح و ظفر افگند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به زیباییهای لاله و تأثیر آن بر دلهای خسته و آزرده اشاره دارد. شاعر از سرخی لالهها به عنوان نماد زندگی و شوری در جهان یاد میکند و میگوید که این گل شور و شوقی در دلها ایجاد میکند. همچنین به معشوقهای اشاره دارد که زیباییاش دلها را به تنگ میآورد و در عین حال به مرگ و ناپایداری زندگی نیز اشاره میکند. در نهایت، شاعر به پیروزیهای بزرگ و تاثیر آن بر جامعه میپردازد و نام شاهزادهای به نام محمد را که نماد فتح و ظفر است، ذکر میکند. شعر به طور کلی زبانی نمادین و دلنشین دارد که به زیبایی و تضادهای حیات میپردازد.