نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از زلف سر شکسته یکی حلقه در شکن

بنیاد صبر ما همه در یکدگر شکن

بر جان عاشقان زن و مر جان کمین گشای

صف گر ده است ور دو به یک غمزه بر شکن

با ما چو تیردار دل ای شوخ وانگهی

ما را هزار تیر ز غم در جگر شکن

در باغ عمر ما چو سزای تو میوه نیست

گه بیخ خشک سوز و گهی شاخ تر شکن

از آه سرد ما که بکوی تو جان دهیم

آوازهای گرم نسیم سحر شکن

یک بار خوش بخند و دل ما درست کن

یک دم ترش نشین و کمین در شکر شکن

چون خاص عشق تست مجیر از جهان تو نیز

خونش زیاده ریز و دلش بیشتر شکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر به توصیف حال عاشقان می‌پردازد که درگیر رنج و غم هستند. او از زلف معشوق و خنجرهای عشق سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که این عشق چه تأثیری بر جان آنها دارد. همچنین به زیبایی و لذت‌های عشق اشاره کرده و خواستار لحظاتی شیرین و شادی‌بخش است. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که عشق بی‌نهایت است و قلب عاشقان به شدت تحت تأثیر این احساس قرار دارد.