نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گفتم ای ترک نظر سوی من غمگین کن

رحمتی بر من محنت زده مسکین کن

عشق من بی لب شیرین تو تلخ است چو زهر

به یکی بوسه همه زهر مرا شیرین کن

ای دل من شده از آتش هجران تو گرم

زان لب لعل دل گرم مرا تسکین کن

خنده خوش می‌زن و مجلس همه در شکر گیر

زلف بفشان و جهان پر گل و پر نسرین کن

گفت من ماهم و همچون تو بود خام طمع

هر که گوید که طمع بر مه و بر پروین کن

گفتم ای ترک مزن بر دل من داغ جفا

ور زنی، مرهم از آن دو لب چون نوشین کن

گفتمش چند کنم در غم تو ناله زار؟

گفت گر وصل منت باید صد چندین کن

گفتم از سیم میانت اثری یابم گفت

یا میانم مطلب یا کمرم زرین کن

ور ندانی که وجوه کمر زر به کجاست

مدحت بارگه خسرو خوب آیین کن

ارسلان شاه جهانبخش که گوید کرمش

جای خاک دَرَم از تارک علیین کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده با خطاب به معشوقش از او می‌خواهد که محبت و رحمتی به او نشان دهد، زیرا درد و غم عشق او را رنج می‌دهد. او به تلخی عشق خود اشاره می‌کند و خواهان یک بوسه است تا آن را به شیرینی تبدیل کند. همچنین، از معشوقش می‌خواهد که با خنده و شادابی، دل او را آرام کند و جهان را پر از گل و زیبایی کند. در ادامه، به صعوبت‌ها و چالش‌های عشق اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که به جفاها و دردهایش توجه کند. او همچنین خواستار از بین رفتن غم و دلتنگی به واسطه حضور معشوق است و در نهایت به تمجید از بزرگی و کرامت معشوق می‌پردازد.