شمارهٔ ۵۵ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
ناوک مینداز ای صنم از غمزه بر من بیش ازین
هر چند گیلی گردنی زو بین میفگن بیش ازین
قد در غمت نون کرده ام وز دیده جیحون کرده ام
مفگن که نه خون کرده ام خون در دل من بیش ازین
پوشم به دامان در نهان هر شب سرشگ از پاسبان
پوشیدن آخر چون توان دریا به دامن بیش ازین؟
از دوستی دل برده ای بس جان به غم آزرده ای
بد دوستی گو کرده ای با هیچ دشمن بیش ازین
صبر مجیر از دست غم از سوزنت گشتست کم
نتوان جدا کردن ز هم سندان به سوزن بیش ازین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق غم و اندوه شاعر است. شاعر از محبوب خود میخواهد که دیگر با نگاههای حزنانگیز خود بر او فشار نیاورد، زیرا او به اندازه کافی رنج میکشد. او به چالشهای دلتنگی و درد ناشی از عشق اشاره میکند و تأکید میکند که دلش دیگر نمیتواند بیشتر از این آسیب ببیند. همچنین، شاعر به دوستیهای ناباب اشاره میکند که باعث آزردگیاش شده و از اینکه سایه این مشکلات بر زندگیاش سنگینی میکند، ابراز ناراحتی میکند. در نهایت، او از ناتوانی در جدا کردن غمها و احساساتش مانند جدا کردن دو شیء که به هم چسبیدهاند، سخن میگوید.