شمارهٔ ۶۰ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای عارض چون روزت روزم به شب آورده
وی غمزه جانسوزت جانم به لب آورده
جزعت به جگر خواری دل برده به صد زاری
لعلت به شکر باری شکلی عجب آورده
مهر تب صد غمگین داده ز لب شیرین
وز بهر من مسکین زان مهر تب آورده
دریاب که هم روزی بودم ز سر سوزی
با چون تو جگر دوزی روزی به شب آورده
هم سروی و هم بلبل هم سوسنی و هم گل
ای بر سمن از سنبل شور و شغب آورده
شد حال مجیر از غم بر دف زده در عالم
تو از غم او هر دم چون می طرب آورده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر با بیانی عاشقانه و غمگین به معشوقش اشاره میکند و از تأثیر چهره و غمزههای او بر زندگیاش صحبت میکند. او میگوید که معشوقش باعث شده که روزها به شب تبدیل شوند و دلش به تنگی بیفتد. شاعر همچنین به زیباییهای معشوق مانند لبهای شیرین و گلها اشاره میکند و در انتها به غم و حسی که این عشق برای او به ارمغان آورده، میپردازد. به طور کلی، این شعر بیانگر ترکیب عشق، درد و زیبایی است.