نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی

جان بخش ما را کز دو لب صد کیسه جان پرداختی

از غمره جانها بسته ای وز غم جگرها خسته ای

با ما کنون پیوسته ای کز ما جهان پرداختی

گفتم نپردازی بدان کاری ز غم کارم به جان

ای فتنه آخر زمان آخر بدان پرداختی

راندی به زلف سرنگون دوش از دل مه جوی خون

در خون مه رفتی کنون کز عاشقان پرداختی

رو بر مجیر از روی کین کم کن ز بهر دل کمین

اکنون که از دل هم زمین هم آسمان پرداختی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و دردهای ناشی از آن می‌پردازد. شاعر از دل‌دزدی و غم‌های ناشی از از دست دادن عشق سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که عشق و احساسات عمیق زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده است. او از معشوقه‌اش می‌خواهد که به یاد قلب‌های شکسته و غم‌زده، با او باشد و به این دردها توجه کند. همچنین به مظاهر زیبایی مانند زلف و خون می‌پردازد و نشان می‌دهد که عشق می‌تواند هم زیبا و هم دردآور باشد. در نهایت، از معشوق می‌خواهد که به خاطر همنوعان و دل‌های دردمند، کمی از کینه بکاهد و با او همدردی کند.