نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر ز چشم من خیالت یک زمان برخاستی

طمع دل زان طره عنبر فشان برخاستی

ور به شب گردون شنیدی ناله و افغان من

از فغان من ز گردون صد فغان برخاستی

گر نبودی بر زمین بار غمم شک نیستی

کز سبکساری زمین چون آسمان برخاستی

بی وفا یاری و گر من بودمی خصم وفا

زود رسم بی وفایی از جهان برخاستی

دل ز بیم جان اسیر عشوه های گرم تست

گر دل من دل بدی از بند جان برخاستی

لاشه دل بس گرانبارست از آن در ره فتاد

آه اگر از زیر این بار گران برخاستی

در میان غم مجیر از جان خجل شد کاشکی

یا مجیر خسته یا غم زین میان برخاستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و غمناک عاشق است. شاعر به خیالی که از معشوقش در ذهن دارد اشاره می‌کند و از درد و افسردگی ناشی از دوری و بی‌وفایی صحبت می‌کند. او به ناله‌ها و افغان‌های خود اشاره می‌کند که گویی از آسمان به زمین می‌رسند. شاعر به مضطرب بودن دلش در اثر عشوه‌های معشوق پرداخته و از بار سنگین غم و اندوه خود می‌گوید. به طور کلی، این شعر حس تنهایی، غم و دل‌شکستگی را به تصویر می‌کشد.