شمارهٔ ۶۵ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه بد کردم که پیمانم شکستی؟
امید وصل در جانم شکستی
به عشوه پرده صبرم دریدی
به غمزه مهر ایمانم شکستی
چو در میدان عشقت گوی گشتم
به زلف همچو چوگانم شکستی
به دشواری چو یاقوتم خریدی
به سنگ عشوه آسانم شکستی
مرا گویی چه بد کردم چه کردی؟
دلی بستی و پیمانم شکستی
فغان میداشتم لب عرضه کردی
بدان تا در لب افغانم شکستی
چه گویی گر مجیرت گوید ای شوخ
چرا در عشوه زینسانم شکستی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از خیانت و شکستن پیمان محبوبش گلایه میکند. او احساس میکند که با شکستن عهد و وفای محبوبش، امید و ایمان او به عشق آسیب دیده است. شاعر به زبانی استعاری میگوید که در میدان عشق مانند یک بازیچه است و محبوب به راحتی او را میشکند. او با بیان احساسات خود از زخمهایی که در این رابطه دیده، ناله میکند و از محبوب میپرسد که چرا با او اینگونه رفتار کرده است. در کل، شعر بیانگر درد و دل عاشق است که از بیوفایی و غم جدایی رنج میبرد.