شمارهٔ ۶۹ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا فرسوده غم چند داری؟
به عشوه تا کیم خرسند داری؟
به جد می بینمت در کشتن من
به خون من مگر سوگند داری؟
مرا از تست عیش تلخ چون دهر
چه باشد کز دو لب پر قند داری؟
به خوبی در جهان سودی همی کن
که این سرمایه روزی چند داری
روا داری چنین کز بهر بوسی؟
مجیر خسته را در بند داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از غم و درد خود میگوید و میپرسد که چقدر باید به عشوه و ناز معشوق خوشحال بماند در حالی که او خود در حال مرگ است. او احساس میکند که معشوق در کشتن او جدی است و از او میخواهد که به جای این بازیهای شیرین، کمی به او توجه کند. شاعر به تلخی زندگی اشاره میکند و خواهان این است که معشوق به خوبی و سرمایهگذاری در روزهای آینده توجه کند، نه اینکه او را در بند عشق و دلتنگی نگه دارد.