نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای به حسن آفت جهان که تویی

که شناسد ترا چنان که تویی؟

همه عالم بتان عشوه دهند

نه ازین دست دلستان که تویی

از تو دور اوفتاده ام عجب است

این چنین در میان جان که تویی

گفتی آیی درین میان که منم

من که باشم در آن میان که تویی؟

بی وفا خواندیم چه می خوانی

خسته ای را بدان زبان که تویی

نیک دانی که بی وفا نه منم

ای نکو روی بد گمان که تویی

گر به درد تو شاد نیست مجیر

بی وفا باد همچنان که تویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و نشان‌دهندهٔ عشق عمیق شاعر به اوست. شاعر بیان می‌کند که همهٔ زیبایی‌ها و جذابیت‌ها در معشوق خلاصه شده و هیچ کس نمی‌تواند مانند او باشد. با وجود دوری از معشوق، شاعر همچنان در دلش او را دارد و ابراز می‌کند که این دوری عجب و عجیب است. او همچنین از ناامیدی و بی‌وفایی سایرین سخن می‌گوید و تصریح می‌کند که او خود را بی‌وفا نمی‌داند، بلکه بی‌وفایی از آن معشوق است که باعث درد و رنج او شده است. شاعر در نهایت خواهان شادی و خوشبختی معشوق است، حتی اگر خود در رنج باشد.