نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گره مشگ بر سمن چه زنی؟

لشکر زنگ بر ختن چه زنی؟

چون تو گویی که جان نفس نزنم

من چو گویم که بوسه تن چه زنی؟

چون ز لعل تو بوسه از طلبم

بر شکر لؤلؤ عدن چه زنی؟

او نرنجد بدین قدر بدهد

تو لگد در فتوح من چه زنی؟

صد گریبان دریده شد ز غمت

چاک بر طرف پیرهن چه زنی؟

دلم از غم بسوخت دم چه دهی؟

غم تو دل ببرد تن چه زنی؟

هر زمانی مرا که مرغ توام

سینه بر نوک بابزن چه زنی؟

چون ز تو دل شکسته گشت مجیر

بر دلش زخم دل شکن چه زنی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس عشق و دلتنگی شاعر است. شاعر از معشوق می‌خواهد که از درد و غم او آگاه باشد و به او توجه کند. او به نقش معشوق در زندگی‌اش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که بدون عشق او نمی‌تواند زندگی کند. اشعار به زیبایی عشق را توصیف می‌کند و به احساسات عمیق و زخم‌های دل ناشی از جدایی و غم می‌پردازد. در کل، این شعر ابرازکننده حسرت و longing به محبوب است.