شمارهٔ ۷۴ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر تو آنجا که تویی انده ما داشتیی
دل ما در غم و اندوه چرا داشتیی؟
همه غمخوارگی من ز جفا جویی تست
من چه غم داشتمی گر تو وفا داشتیی؟
موج خون می زندم چشم و نکردی گله هم
گر تو گوشی به من غم زده وا داشتیی
محرم وصل ندانم که کرا خواهی داشت؟
سخت محروم کسم کاش مرا داشتیی
گر مجیرت نشدی دستخوش انصاف بده
تو چنین سر زده و خوار کرا داشتیی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر غزلسرای فارسی، به توصیف احساسات عمیق و غمانگیز عشق و جدایی میپردازد. شاعر در آن از درد و رنج خود به خاطر محبوب صحبت میکند و میگوید که اگر محبوب در کنار او بود، او نیز غمی نداشت. او به بیتوجهی معشوق اشاره میکند و دل تنگی و ناامیدی خود را از نداشتن وفا و رابطهای پایدار ابراز میکند. در نهایت، شاعر حسرت میخورد که چرا محبوب به او توجهی نمیکند و از این عدم محبت رنج میبرد.