نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صدر عالی اوحدالدین دام انعامه که هست

چاکر خاک جنابش چشمه آب حیات

بر رخ این رقعه شکل نیلگون یعنی زمین

داده رای او وزیر آسمان را شاه مات

خصمش از رشگ دوات و کلک گوهر بار او

سر بریده همچو کلک آمد سیه دل چون دوات

عبده الاصغر خطابش کرده گاه فیض فضل

بر فلک ماه عطارد بر زمین نیل و فرات

گشته اجرام سپهر از لمعه رایش اثر

برده اوتاد زمین از فضله حلمش ثبات

بنده صدرش مجیر از صدمه صفرا و تب

دارد الحق عارضه در شمل و صحت در شتات

دور از آن قطب جلال امروز شد حالش چنان

کر ببینم باز نشناسم همی نعش از بنات

اندرین محنت جز از مدحش نمی خواهم امان

وندرین نکبت جز از صدرش نمی جویم نجات

دارم اسباب علاج از خشک و تر الا دو چیز

حاصل آید گر کند رایش سوی من التفات

آن یکی سر دو ترش چون شعر من یعنی نقوع

وان دگر شیرین و خوش چون لفظ تو یعنی نبات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره شخصیت والای صدر عالی اوحدالدین و تأثیرات او بر زمین و آسمان است. شاعر با توصیف فضایل او، نشان می‌دهد که حضور او مانند آب حیات است و بر روی زمین، حکمرانی آسمانی دارد. در این شعری استعاره‌ها و نمادهای طبیعی به کار رفته که نمایانگر عظمت مقام اوست. شاعر از او الهام می‌گیرد و در تلاش است تا در برابر مصائب، به فضل و رحمت او پناه ببرد. در نهایت، به دنبال جلب توجه او برای بهبود وضعیت خود است و از او کمک می‌خواهد.