شمارهٔ ۷ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بزرگ جهان خواجه شاه قدر
که بر عالم مکرمت پادشاست
وزیری که خورشید بر اوج خویش
بر او کم از دانه آسیاست
قوام کرم فخر دین کز کفش
طمع را همه کار کژ گشت راست
تماشاگه همت عالیش
از آن سوی دروازه کبرییاست
زمین تا بدین گونه بر هم نشست
چنویی ز پشت زمین بر نخاست
چه فتوی کند در حق بنده ای
که در شیوه بندگی بی ریاست
که او را ز ناگه به هنگام کوچ
غلامی در افزود و اسبی بکاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش یک حاکم و وزیر بزرگ میپردازد که قدرت و بزرگی او در عالم شناخته شده است. شاعر به مقام والای این وزیر اشاره میکند و او را به عنوان کسی معرفی میکند که حتی در برابر خورشید نیز کم نمیآورد. وزیر مورد نظر به شیوهای شگفتانگیز میتواند اوضاع نامناسب را به نفع خود تغییر دهد و بر دیگران تاثیر بگذارد. در ادامه، شاعر به چگونگی تجمع زمین و عوالم اشاره میکند و در نهایت به مساله بندگی و ریاست میپردازد و از تضاد بین مقام و بندگی سخن میگوید. او در پایان به ماجرای یک غلام و اسب اشاره میکند که نمایانگر تحولات ناگهانی در زندگی افراد است.