نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سعد دین اسعد آن یگانه دهر

زو دو من باده خواستیم سه تن

تا بنوشیم با چهار حریف

پنجگان پنجگان می روشن

می فرستاد شش منی که از آن

هفت اندام ما گرفت وسن

مجلس ما که بود هشت بهشت

همچو نه چرخ گشت اصل محن

ده تنش باد بر ده اندر گور

سبلت او به کون یاده تن

از تبارش تبه دوازده مرد

وز نژادش پلید سیزده زن

تیز در ریش او چهارده ده

موی از سلبتانش پانزده کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها از سعدی، به توصیف مجالس سرشار از شراب و خوش‌گذرانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از اعداد، حال و هوای جشن و لذت را به تصویر می‌کشد. او به حضور شراب، حریفان و زیبایی‌های مجلس اشاره می‌کند و تعداد افراد حاضر و ویژگی‌های آنها را بیان می‌کند. در نهایت، به خانواده و نژاد خود نیز اشاره می‌کند، نشان‌دهنده‌ی افتخار به تبار و نسبت‌های خود است. این اشعار، روحیه شاد و جشنواره‌وار سعدی و عشق او به زندگی و زیبایی‌ها را به نمایش می‌گذارد.