شمارهٔ ۶۸ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
جنت دنیاست عرض این همایون بارگاه
راحت جاوید را در ساحت او خانمان
دل گواهی می دهد کاین کعبه اقبال را
کرد معمار فلک دایم به معموری ضمان
پیش آن ایوان اگر تقدیر، دستوری دهد
سجده آرد طاق کسری نه که طاق آسمان
ظل او غمخوارگان را چون ارم بزم طرب
صحن او پرسندگان را چون حرم صحن امان
پاسبانی بر سرش در پاس هر بامی قضا
پیشکاری در برش در پیش هر کاری زمان
جز رقیبان هنر در وی نبوده هیچ کس
جز امینان خرد در وی نبوده دیده بان
کوته از بالای اوج منظرش دست یقین
قاصر از پهنای بسط مطرحش پای گمان
از پی جانداری سلطان عالی هیکلش
شحنه جوشن وران چرخ بردارد کمان
دور باش عکس او لاحول دیو آمد که هست
هفت نقش منفعل از چار قطر او رمان
مطرب طبع است خاک پای او در خاصیت
راست چون خاکی که باشد مدفن زر جمان
خسته محنت حریم او پسندد ملتجا
هاتف دولت صدای او گزیند ترجمان
دولت فر به ز فر اوست راعی عجاف
سایه لاغر ز یاد او مراعی سمان
مالک او گر نبودی مسند قاضی القضات
در جناب او سعادت کی نشستی این زمان؟
یارب اقبالی ده او را بر خصوم اولیا
چون اجل امید بندد چون سخن جاویدمان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عظمت و والایی یک مقام یا شخصیت بزرگ است که به نوعی نماد بهشت و سعادت در دنیا به شمار میآید. شاعر توصیف میکند که این مقام، مانند کعبهای است که همه به سوی آن روی میآورند و به نظر میرسد که سرنوشت بر آن تأثیر میگذارد. شاعر همچنین به زیبایی و شکوه محیط پیرامون این شخصیت اشاره میکند و میگوید که سایه او نوازشگر و پناهندهای برای رنجدیدگان است. شاعر به قدرت و نفوذ این شخصیت اشاره دارد و بیان میکند که هیچ کس جز رقیبان هنر در این فضا نیست. او همچنین تأکید میکند که از نظر او، این شخصیت فراتر از تصورات انسانی است و هر کسی که بخواهد به درک او برسد، دچار محدودیت میشود. در نهایت، شاعر درخواست میکند که بر این شخصیت اقبال و خوشبختی نازل شود.