شمارهٔ ۶۹ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
این قوم نگر که باز هستند
در ملک قوام بی قوامان
از خبث عقیده زرد رویان
وز خون پیاله سرخ فامان
از دم سردی فقاع طبعان
یخ در بغلان بی نظامان
چون شام سیاه کاسه رنگان
چون صبح دوم فراخ گامان
ای دهر ترا تمام دستی است
در همدستی ناتمامان
آنراست غلام خواجه دولت
کو آب دهن شد از غلامان
هر نان درست کاسمان راست
هست از قبل شکسته نامان
وآتش صفتان ز چرخ اطلس
در اطلس آتشی خرامان
سامانی و سروری به نسبت
وانگه همه را نه سر نه سامان
عیسی نفسان پاک دامن
پامال خسان شده چو دامان
صد دیگ به زیر کاسه چرخ
پخته ست ولی برای خامان
مندیش مجیر و کام خوش کن
از هجو خسان و خویش کامان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وضعیتی ناخرسند و بینظمی در جامعه میپردازد. شاعر به فساد عقاید و ناکارآمدی افرادی که در قدرت هستند اشاره میکند و از تضاد بین ظاهربینی و حقیقت گویی میگوید. او به مشکلات اجتماعی و عدم ساماندهی در زندگی روزمره اشاره دارد و بر این نکته تاکید میکند که وضعیت کنونی ناشی از عدم وجود رهبری درست و متعهد است. در نهایت، شاعر از مردمان میخواهد که از توهم و فریب بیدار شوند و به جای هجو کردن دیگران، به بهبود اوضاع بپردازند.