غزل شمارهٔ ۱۰۸۸ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
پیش ارباب حسب ترک نسب باید کرد
پردهٔ دیده و دل فرش ادب باید کرد
کاروانها همه محمل کش یأس است اینجا
ناله را بدرقهٔ سعی طلب باید کرد
باعث گریه درین دشت اگر چیزی نیست
الم بیکسیی هست سبب بایدکرد
گر شود پیش تو منظور نثار نگهی
گوهر جان به هوس تحفهٔ لب باید کرد
جمع بودن به پریشانصفتی آسان نیست
روزها در قدم زلف تو شب باید کرد
زبن توهمکده سامان دگر نتوان یافت
جز دمی چند که ایثار تعب بایدکرد
ترک لذات جهان مفت سلامت شمرید
این شکر قابل آن نیستکه تب بایدکرد
جیبها موج طربگاه حضور دریاست
فکر خود کن گرت اندیشهٔ رب باید کرد
نم آب و کف خاکی بهم آمیخته است
هر چه آید ز تو کاریست عجب باید کرد
بیدل این انجمن وهم دگر نتوان یافت
درد هم مفت تماشاست طرب باید کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت ادب و احترام در ارتباط با دیگران و همچنین تأمل در حال و درونیات خود است. شاعر به تلاش و کوشش در زندگی اشاره میکند و بیان میکند که در دنیای پر از ناامیدی، باید امید و تلاش را ادامه داد. او به زیباییها و معانی عمیق زندگی اشاره میکند و تأکید دارد که برای رسیدن به لذت واقعی، باید از لذات زودگذر دنیا فارغ شویم. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که زیبایی و شادی واقعی در درک و احساس عمیق از وجود و ارتباط با دیگران نهفته است.