نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۰۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنجاکه طلب محوتوکل شده باشد

پیداست چراغان هوس ‌گل شده باشد

این جاه و حشم مایهٔ اقبال طرب نیست

دردسر گل ‌گشته تجمل شده باشد

گر نخل هوس ِ سرکش‌انداز ترقی‌ست

در ریشهٔ توفیق تنزل شده باشد

مغرور مشو خواجه به سامان‌ کثافت

برپشت خز!ن مو چقدر جل شده باشد

آسان شمر از ورطهٔ تشویش ‌گذشتن

گر زیر قدم آبله‌ای پل شده باشد

ساز طرب محفل ما ناله ‌کوه است

اینجا چه صداهاکه نه قلقل شده باشد

خلقی به عدم دود دل و داغ جگر برد

خاک همه صرف‌گل و سنبل شده باشد

از قطرهٔ ما دعوی دریا چه خیال است

این جزو که‌ گم‌گشت مگر کل شده باشد

دل نشئهٔ شوقی‌ست چمن‌ساز طبایع

انگور به هر خُم ‌که رسد، مُل شده باشد

ما و من اظهار پرافشانی اخفاست

بوی‌گل ما نالهٔ بلبل شده باشد

هر دم قدح‌گردش آن چشم به رنگی‌ست

ترسم نگه یار تغافل شده باشد

بیدل دل اگر خورد قفا از سر زلفش

شادم‌که اسیر خم کاکل شده باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی تأمل و انتقاد از دنیای مادی و ظواهر آن می‌پردازد. شاعر به موضوعاتی چون هوس، تجمل، و گم‌گشتگی انسان در دنیای مادی اشاره می‌کند. او بر این باور است که خوشی و شادی واقعی در جایی غیر از ظواهر فریبنده و زرق و برق‌های دنیوی نهفته است. به تفسیر عمیق‌تر، او ما را به یادآوری می‌کند که خوشبختی و موفقیت واقعی به معنای تکیه به خدا و روح معنوی است، نه به دارایی‌ها و زینت‌های ظاهری. در کل، شعر به تأکید بر درک عمیق‌تری از زندگی و پرهیز از فریبندگانی چون مقام و ثروت می‌پردازد.