نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دماغ وحشت‌آهنگان خیال‌آور نمی‌باشد

سر ما طایران رنگ زبر پر نمی‌باشد

خیال ثابت و سیار تا کی خواند افسونت

سلامت نقشبند طاق این منظر نمی‌باشد

خیالش در دل است اما چه حاصل غیر نومیدی

پری در شیشه جز در عالم دیگر نمی‌باشد

به سامان جهان پوچ تسکین چیده‌ایم اما

به این صندل ‌که ما داریم دردسر نمی‌باشد

حواس آواره افتاده است از خلوتسرای دل

وگرنه حلقهٔ صحبت برون در نمی‌باشد

بلد از عجز طاقت‌گیر و هر راهی‌ که خواهی رو

خط پیشانی تسلیم بی‌مسطر نمی‌باشد

زترک مطلب نایاب صید بی‌نیازی ‌کن

دل جمعی ‌که می‌خواهی درین ‌کشور نمی‌باشد

کدورت‌گر همه باد است بر دل بار می‌چیند

نفس در خانهٔ آیینه بی‌لنگر نمی‌باشد

سواد هر دو عالم شسته ‌است اشکی ‌که من دارم

رواج سرمه در اقلیم چشم تر نمی‌باشد

مروت‌سخت‌مخمور است در خمخانهٔ مطلب

جبین هیچکس اینجا عرق ساغر نمی‌باشد

جنون فطرتی در رقص دارد نبض امکان را

همه گر پا به‌ گردش آوری بی‌سر نمی‌باشد

تأمل بی‌کمالی نیست در ساز نفس بیدل

اگر شد رشته‌ات لاغر گره لاغر نمی‌باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویرسازی احساسات و افکار شاعر در مورد زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر از چالش‌ها و ناکامی‌ها در مسیر خود سخن می‌گوید و به حسرت‌های درونیش اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که خیال و آرزوها تا زمانی شیرین‌اند که به واقعیت نپیوندند و در عین حال از ناکامی‌ها و ناامیدی‌ها رنج می‌برد. تصویرهایی از بی‌سود بودن زندگی و دشواری‌های ارتباطات انسانی به چشم می‌خورد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که با وجود مشکلات، نباید امید را از دست داد، زیرا زندگی پر است از پیچیدگی‌ها و زیبایی‌های پنهان.