نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

صیاد بی‌نشانی پرواز رنگ ما شد

آن پر که داشت عنقا صرف خدنگ ما شد

روزی که اعتبارات سنجید نقد ذرات

رنگ پریده هرجا گل کرد سنگ ما شد

کم پایی طلب ماند ناقص خرام تحقیق

راه جهاد مسدود از کفش تنگ ما شد

در فکر دل فتادیم‌، راحت ز دست دادیم

صافی کدورت انگیخت آیینه زنگ ما شد

حیران ناتوانی ماندیم و عمر بگذشت

رنگ شکستهٔ ما قید فرنگ ما شد

در وادی املها کوشش نداشت تقصیر

کمفرصتی قدم زد تا عذر لنگ ما شد

رنگ بهار هستی تکلیف صد جنون داشت

هر سبزه‌ای که گل کرد زین باغ بنگ ما شد

اندوه بیدماغی درهم شکست ما را

مینا تهی شد از می چندانکه سنگ ما شد

دل برده بود ما را آن سوی نیستی‌ها

افسانهٔ قیامت چندی درنگ ما شد

گر فهم راز کردیم یا چشم باز کردیم

بر هر چه ناز کردیم سامان ننگ ما شد

چون شمع سیر این بزم با ما نساخت بیدل

مژگان گشودن آخر کام نهنگ ما شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف تجربیات و دشواری‌هایی می‌پردازد که در مسیر زندگی با آن‌ها روبه‌رو شده است. او از بی‌نشانی و ناپایداری‌های عشق و امید سخن می‌گوید و به مشکلاتی اشاره می‌کند که بر سر راه جهاد و تحقیق ایجاد شده است. شاعر همچنین از ناتوانی و اندوه ناشی از گذر زمان و ضیق فرصتی که باعث می‌شود نتواند به آرزوهایش دست یابد، سخن می‌گوید. او به رنگ باختن زندگی و از دست رفتن آرامش در اثر کدورت‌های درونی اشاره می‌کند و در نهایت به این واقعیت اشاره دارد که در برابر مشکلات و ناپایداری‌ها، تلاش‌هایش بی‌نتیجه مانده است. شعر در قالبی عاطفی و تأمل‌برانگیز بیان شده و به عمق اندیشه‌های انسانی پرداخته است.