غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر نالهٔ من پرتو اندیشه دواند
توفان قیامت به فلک ریشه دواند
شوق تو به سامان خراش دل عشاق
ناخن چه خیال است مگر تیشه دواند
دور از مژه اشک است و همان بیسر و پایی
غربت همه کس را به چنین بیشه دواند
شوریست در این بزم کز افسون شکستن
چندان که پری بال کشد شیشه دواند
صد کوچه خیالست غبار نفس اینجا
تا سیر گریبان به چه اندیشه دواند
مجنون تو راگر همه تنبند خموشیست
چون نی هوس ناله به صد بیشه دواند
وقت استکه چون غنچه به افسون خموشی
در نالهٔ بلبل نفسم ریشه دواند
سعی امل از قد دوتا چاره ندارد
بیدل به رهکوهکنی تیشه دواند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و دردهای عاشقانهاش میپردازد. او از نالههایش میگوید که میتواند توفانی به پا کند و عشقش را توصیف میکند که قلب عاشقان را جریحهدار کرده است. شاعر احساس تنهایی و غربت را نیز با تصاویری از اشک و خاموشی بیان میکند. او به شور و شوقی که در جشن عشق حس میکند اشاره دارد، و همچنین به دردی که در سکوت وجود دارد. در نهایت، با اشاره به مجنون و غنچه، به تلاش برای رهایی و ابراز احساساتش میپردازد. شعر به طور کلی از عواطف عمیق و کششهای عاشقانه پر است.