نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به شوخی زد طرب غم آفریدند

مکرر شد عسل سم آفریدند

نثار نازی از اندیشه گل کرد

دو عالم جان به یک دم آفریدند

به زخم اضطراب بسمل ما

ز خون رفته مرهم آفریدند

شکست عافیت آهنگ گردید

به هرجا ساز آدم آفریدند

جهان جوش بهار بی‌نیازیست

به یک صورت دو گل‌ کم آفریدند

به هرجا وحشت ما عرضه دادند

شرار و برق بی‌رم آفریدند

گل این بوستان آفت بهار است

شکست و رنگ توأم آفریدند

به تسکین دل مجروح بسمل

پر افشانده مرهم آفریدند

به پیری‌ گریه‌ کن‌ کایینه‌ ی صبح

برای عرض شبنم آفریدند

کریمان‌ خون شوید از خجلت جود

که شهرت خاص حاتم آفریدند

چون ماه نو خم وضع سجودم

ز پیشانی مقدم آفریدند

نه مخموری نه مستی چیست بیدل

دماغت از چه عالم آفریدند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و کنایه‌های عمیق، به بررسی تضادها و تناقض‌های زندگی می‌پردازد. او به بیان احساسات خود از غم و شادی، عشق و درد، و زیبایی و زشتی می‌پردازد. در این راستا، به آثار ناشی از این تضادها در جهان و وجود انسان اشاره می‌کند. شاعر به تصویرسازی از لحظه‌های پرتنش زندگی و تأثیراتی که بر روی انسان‌ها و طبیعت دارد، معطوف می‌شود و از قدرت خلاقیت انسان در ساختن زیبایی‌ها از درد‌ها سخن می‌گوید. در نهایت، او به سرنوشت انسان و حال و هوای آن در مقابل دگرگونی‌ها توجه کرده و از غفلت و بی‌توجهی برخی به معنای زندگی انتقاد می‌کند.