نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۱۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر سخن ‌سنجی‌ که خواهد صید معنیها کند

چون زبان می‌باید اول خلوتی پیدا کند

زینهار از صحبت بد طینتان پرهیز کن

زشتی یک رو هزار آیینه را رسوا کند

عمرها می‌بایدت با بی‌زبانی ساختن

تا همان خاموشی‌ات چون آینه ‌گویا کند

می‌کشد بر دوش ‌صد توفان شکست حادثات

تا کسی چون موج از این دریا سری بالا کند

هرزه‌گرد از صحبت صاحب‌نظرگیرد حیا

آب‌گردد دود چون در چشم مردم جاکند

آه‌گرمی صیقل صد آینه دل می‌شود

شعله‌ای‌ چون شمع چندین‌ داغ را بینا کند

بی‌گداز خود علاج‌ کلفت دل مشکل است

کیست غیر از آب‌ گشتن عقد گوهر واکند

می‌دمد صبح از گریبان صفحهٔ آیینه را

از تماشای خطت گر جوهری انشا کند

شانه را اقبال‌ گیسویت ختن سرمایه‌ کرد

وقت رندی خوش که با چاک جگر سودا کند

خاک مجنون را عصایی نیست غیر ازگردباد

ناله‌ای ‌کو تا بنای شوق ما برپا کند

سخت دور افتاده‌ایم از آب و رنگ اعتبار

زین گلستان هرکه بیرون جست سیر ما کند

بی‌خطایی نیست بیدل اضطراب اهل درد

اشک چون بیتاب‌ گردد لغزشی پیدا کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت سکوت و تامل در بیان معانی عمیق اشاره می‌کند. او تاکید دارد که برای یافتن و بیان مفاهیم واقعی، فرد باید ابتدا با درون خود در خلوت باشد و از صحبت‌های منفی و بدفرجام پرهیز کند. سکوت به عنوان ابزاری ارزشمند معرفی شده که می‌تواند مانند آینه، حقایق را نمایان کند. شاعر همچنین به چالش‌های زندگی و سختی‌های ناشی از تندبادها اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان باید با صبر و حیا به جلو برود. در این میان، عشق و زیبایی هنر می‌تواند گشایشی در دل‌ها ایجاد کند و روح انسان را به پرواز درآورد. حرف آخر این است که هر انسان با سعی و کوشش بیشتر می‌تواند از گرفتاری‌های دنیا رها شود و به زیبایی‌های درونی خود پی ببرد. اشک و احساسات هم نشانه‌ای از واقعیت‌های درونی و جهانی است که باید با آنها روبرو شد.