نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۵۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند

سرنگون شد شیشه‌، قلقل‌کرد پرواز بلند

دستگاه اصل فطرت جز تنزل هیچ نیست

می‌کندگل پست پست انجام آغاز بلند

گرد امکان عمرها شد می‌رود بر باد صبح

تا کجا چیند نفس این دامن ناز بلند

معنی‌ صوری ‌که‌ گوش ‌کس به ‌فهمش‌ باز نیست

ازسپند بزم ما بشنو به آوازبلند

غافلان تا بر خط شق‌القمر گردن نهند

حکم انگست شهادت داشت اعجاز بلند

زیر گردون هرچه شور انگیخت محو سرمه شد

نغمه‌ها در خاک خوابانید این ساز بلند

زین چمن بیدل کسی را شرم دامنگیر نیست

سرو تاگل‌، پا به‌ گل دارد تک و تاز بلند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوع پیری و گذر زمان می‌پردازد. شاعر به شرح آرزوها و لذت‌هایی که در جوانی تجربه شده، ولی با گذشت زمان و ورود به دوران پیری، این لذت‌ها محو می‌شوند و زندگی به تنازلی می‌رسد که با زوال همراه است. او به تضاد بین آغاز و انجام، و کوشش انسان‌ها برای درک معانی عمیق و واقعی زندگی اشاره دارد. همچنین، حسرت بر عمر از دست رفته و ناتوانی انسان در درک واقعیت‌های عمیق‌تر زندگی را به تصویر می‌کشد و در نهایت به تنهایی و بی‌حالی انسان‌ها در برابر این حقایق اشاره می‌کند.