غزل شمارهٔ ۱۵۵۵ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر میشود
صورت پست و بلند دهر منبر میشود
چشم حرص افزود مقدار جهان مختصر
همچو اعداد اقل کز صفر اکثر میشود
غیر آغوش فنا سرمنزل آرام نیست
کشتی ما را همانگرداب، لنگر می شود
در محبت بیش از این ناکام نتوان زیستن
ازگداز آرزوها زندگی تر میشود
از سلامت اینقدر آوارهگرد خفتیم
گرد ماگر بشکند سد سکندر میشود
آه عالمسوز دارد رشتهٔ پرواز ما
شعلهٔ آتش پر و بال سمندر میشود
آخرکار من و مای جهان بیرنگیست
میگدازد اینعرض چندانکه جوهر میشود
راحت جاویدم از پهلوی عجز آماده است
سایه در هر جا برای خویش بستر میشود
ناتوان رنگم ، سراغ شعلهام از دود پرس
نیست جز آه حزین، چو ناله لاغر میشود
قامت خم خجلت عمر تلف گردیده است
هرقدر مینا تهی شد سرنگونتر میشود
بسکه بیدل زین چمن پا در رکاب وحشتم
بر سپند شبنم من غنچه مجمر میشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عمیق احساسات و تجربیات انسانی میپردازد. شاعر از عبرتآموزی در زندگی و تأثیرات آن بر انسان سخن میگوید. او به محدودیتهای دنیا اشاره میکند و اینکه چشمداشت به دنیا تنها منجر به ناکامی و آوارگی میشود. همچنین، حس تنهایی و ضعف انسانی را توصیف میکند و بر این نکته تأکید دارد که در نهایت آرامش و راحتی در جهان، تنها در عدم وابستگی به دنیا یافت میشود. شعر به زیبایی تضادهای زندگی را نشان میدهد و به قضاوت انسان دربارهی آرامش و آسایش در میان struggleهای زندگی اشاره میکند.