نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۷۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

علم و عیان خلق به جز شک نمی‌شود

زین صفحه آنچه نیست رقم حک نمی‌شود

تمثال جزو از آینهٔ کل نموده‌اند

بسیار تا نمی‌دمد اندک نمی‌شود

رمز فلک شکافتن از حرف و صوت چند

غربال هم به لاف مشبک نمی‌شود

افشاندنی‌ست‌گرد تجرد هم از خیال

قطع ره فنا به‌لک و پک نمی‌شود

زاهد خیال جبه و دستار واگذار

اینها بزرگی سرکوچک نمی‌شود

دندان‌کشیدن از پس صد سال شیخ را

اعجاز قدرت است که کودک نمی‌شود

تصغیر ناتمامی القاب کس مباد

زن مرد غیرت است‌که مردک نمی‌شود

ربط وفاق قطره زگوهر چه ممکن است

در اهل اعتبار دو دل یک نمی‌شود

ظالم نمی‌کشد الم از طینت حسد

تنگی فشار دیدهٔ ازبک نمی‌شود

با اهل شرم دیده‌درایی سیه‌دلیست

افسوس‌، سنگ‌سرمه‌که عینک نمی‌شود

نومیدی آشنای نشان اجابت است

آهی ز دل‌کشید به ناوک نمی‌شود

بیدل هوا همین نفس است و نفس هوا

هستی و نیستی است‌که منفک نمی‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مسائل وجودی و عدم قطعیت در علم و شناخت می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در عالم، چیزهایی وجود دارند که درک آنها همیشه با تردید همراه است و آنچه در علم و تجربه قابل سنجش نیست، اساساً حقیقت ندارد. او می‌گوید که آثار و نشانه‌ها جزئی از کل هستند و نمی‌توان درک کامل و جامعی از این کل داشت. شاعر همچنین به زاهدان و افرادی که به ظواهر می‌پردازند، انتقاد می‌کند و می‌گوید که بزرگداشت ظاهری به معنای بزرگ بودن نیست. قدرت و عظمت واقعی قابل تصغیر و کاهش نیست و نام‌ها و عناوین نمی‌توانند ارزش واقعی افراد را تغییر دهند. نهایتاً، دوگانگی و تضاد در احساسات بشر و عدم توانایی در جدایی بین هستی و نیستی نیز از دیگر نکات اصلی شعر است. اینها در نهایت به یک واقعیت واحد اشاره می‌کند که درک کامل و عمیق آن برای انسان ممکن نیست.