نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دل چو شد روشن جهان هم مشرب او می‌شود

شش جهت در خانه‌ٔ آیینه یک‌رو می‌شود

جوهر اخلاق نقصان می‌کشد از انفعال

برگ گر هر گه در آب افتاد کم‌بو می‌شود

هرچه‌ گفتیم از حیا دادیم بر باد عرق

حرف ما بیحاصلان سبز از لب جو می‌شود

درکمین هر وقاری خفتی خوابیده است

سنگ این کهسار-‌آخر بی‌ترازو می‌شود

فکرخویشم رهزن است از باغ و بستانم مپرس

گر همه بر چرخ‌تازم سیر زانو می‌شود

شکر احسان در زمین بی‌کسی بی‌ریشه نیست

سایهٔ دستی‌که افتد بر سرم مو می‌شود

بزم تجدید است اینجا فرصت‌ تحقیق‌کو

من منی دارم ‌که تا وا می‌رسم او می‌شود

قید هستی را دو روزی مغتنم باید شمرد

ای ز فرصت بیخبر صیادت آهو می‌شود

درخموشی لفظ ومعنی قابل تفریق نیست

حرف بیرنگ ازگشاد لب دوپهلو می‌شود

از تکلف نیز باید بر در اخلاق زد

این حنای پنجه ننگ دست و بازو می‌شود

ناز بیکاری نیاز غیرت مردی مکن

هرچه می‌آری به تکرار عمل خو می‌شود

از تواضع نگذری گر آرزوی عزتی‌ست

بیدل این وضعت به چشم هرکس ابرو می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی نکات اخلاقی و تأثیرات آن بر زندگی انسان می‌پردازد. او به روشنی می‌گوید که اگر دل انسان روشن باشد، جهان نیز به او می‌آید. انسان نمی‌تواند در نتیجه انفعال، خوبی‌های اخلاقی را در خود پرورش دهد. همچنین اشاره می‌کند که کلمات و رفتارهای بدون حیا و غیرمؤثر، مانند آبی که در گل‌هاست، بی‌نتیجه‌اند. شاعر به نقایص فکر خود و تأثیر آن بر زندگی روزمره اشاره کرده و می‌گوید گرچه تشکیلات وقدر و قیمت دنیا را می‌داند، ولی خود را از آنها بی‌خبر نگه می‌دارد. او تأکید می‌کند که فرصت‌ها محدود هستند و باید از آن‌ها استفاده کرد و همچنین می‌گوید که رفتارهای تصنعی و تکلف، در دستاوردهای انسان تأثیر منفی دارند. در نهایت، او می‌گوید که انسان باید در تواضع بماند و از کم‌کاری پرهیز کند، چرا که این رفتارها می‌تواند به کاهش عزت نفس و قابل احترام بودن منجر شود.