غزل شمارهٔ ۱۶۸۲ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به ارشاد ادب در دستگاه خودسران مگذر
دهل نابسته بر لب در صف واعظگران مگذر
به تحسین خسیسان هیچ نفرینی نمیباشد
به روی تیغ بگذر بر لب بیجوهران مگذر
دو عالم ننگ دارد یک قدم لغزش به خود بستن
چو خط امتحان بر جادهٔ کج مسطران مگذر
تهی شو از خود و راحت شمر آفات دنیا را
گر اینکشتی نداری از محیط بیکران مگذر
مروت نیست ای منعم ز درویشان تبرایت
به شکر فربهی از پهلوی این لاغران مگذر
به خوان نعمت اهل دول ننگ است خو کردن
اگر آدم سرشتی در چراگاه خران مگذر
سراغ عافیت از خلق بیرون تازیی دارد
به هرسو بگذری زین دشت و در جز بر کران مگذر
تامل در طریق عشق دارد محمل خجلت
بههر راهیکه میباید گذشت از خودگران مگذر
تجردپیشه را نام تعلق میگزد بیدل
مسیحا گر نهای ازکوچهٔ سوزنگران مگذر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد اجتماعی و بررسی رفتارهای انسانها در جامعه میپردازد. شاعر به کسی که در میان خودسران و گمراهان قرار دارد، توصیه میکند که از آنها دوری کند و تحت تأثیر آنها قرار نگیرد. او از انسانها میخواهد که به ارزشهای واقعی و خصایل نیکو اهمیت دهند و از پایینیها و لذات زودگذر دوری کنند. او به خطراتی که در پی تسلیم شدن به وسوسههای دنیوی وجود دارد، اشاره میکند و تأکید میکند که باید در مسیر عشق و حقیقت گام برداشت و از جمعهای خالی و بیمعنا پرهیز کرد. شاعر در نهایت بر اهمیت عافیت و عدم وابستگی به مادیات و قدرتهای دنیا تأکید میکند.