نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۰۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای قاصد تحقیق ز تسلیم مددگیر

هر چند رهت تا سر زانوست بلد گیر

فرصت اثر کاغذ آتش زده دارد

چشمی به خیال آب ده و عمر ابد گیر

پس از توگذشته‌ست غبار رم فرصت

زین مدّ امل آب به غربال و سبد گیر

بی مغزی از این بحر فتاده‌ست به ساحل

گیرم‌ گهرت آینه پرداخت ز بد گیر

خلقی به غبار هوس پوچ نفس سوخت

چندی تو هم از وهم پی جان و جسد گیر

قدرت به جز اخلاق ز مردان نپسندد

گیرایی اگر دست دهد ترک حسد گیر

گرتربیت خلق بد و نیک ضروری است

چون زر سر بیمغز خران زیر لگد گیر

ناموس غنا درگروکسوت فقرست

گر آب رخ آینه خواهی به نمد گیر

کارت به خود افتاده‌، چه دنیا و چه عقبا

هرگاه قبول خودی اینها همه رد گیر

جز ذات احد نیست‌، چه تشبیه و چه تنزیه

خواهی صنم ایجاد کن و خواه صمد گیر

بیدل غم آوارگی دیر و حرم چند

آن راه‌ که دور از بر خویش است بلد گیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و بررسی زندگی و معانی عمیق آن می‌پردازد. شاعر به فردی می‌گوید که با تسلیم در برابر شرایط، می‌تواند از فرصت‌های گذرا بهره‌برداری کند. او تأکید می‌کند که باید به حقیقت زندگی توجه کنیم و از تخیلات بی‌فایده دوری کنیم. قدرت واقعی در اخلاق و انسانیت نهفته است و بر این نکته تأکید می‌کند که انسان باید در پی تربیت خود و دیگران باشد. همچنین، او به این حقیقت اشاره می‌کند که زندگی دنیوی و آخرتی به خود فرد بستگی دارد و در نهایت، انسان باید به ذات خداوند توجه کند و از او راهنمایی بخواهد. در پایان، شاعر از مسیر دوری و آوارگی سخن می‌گوید و از کسی می‌خواهد که راه درست را بشناسد و دنبال کند.