غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بر خود از ساز شکفتنکیگمان دارد عقیق
درخور نامت تبسم در دهان دارد عقیق
جای آن داردکه باشد باب دندان طمع
نسبت دوری به لعل دلبران دارد عقیق
بسکه بیآب است این صحرای شهرت اعتبار
روز و شب نقش نگین زیر زبان دارد عقیق
سادگی دارالامان بی تمیزان بوده است
حلقههای دام را خاتمگمان دارد عقیق
عیب ما رنگین خیالان معنی باریک ماست
عرض نقصان تا دهد از رگ زبان دارد عقیق
هر کسی تا خاکگردیدن به رنگی بسمل است
خون رنگی در فسردنها روان دارد عقیق
حرص هر جا غالب افتد بر جگر دندان فشار
در هجوم تشنگیها امتحان دارد عقیق
هرکه میبینی به قدر شهرت از خود رفته است
سودنامی هم به تحصیل زیان دارد عقیق
بیجگر خوردن میسر نیست پاس اعتبار
آبرو در موج خون دل نهان دارد عقیق
اعتبارات جهان پر بینسق افتاده است
جانکنیها بهر نام دیگران دارد عقیق
خون دل را در بساط دیده رنگی دیگر است
آبرو در خاتم افزونتر ز کان دارد عقیق
لعل ها از بهر مشتاقان تبسمپرور است
آب باربکی به ذوق تشنگان دارد عقیق
محو لعلت را فسردن نیز آب زندگیست
همچو دل تا رنگ خونی هست جان دارد عقیق
نیست بیدل کاهش ایام بر دلخستگان
در شکست خود همان خط امان دارد عقیق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به تمثیل زیبای عقیق و زیبایی و عمق مفاهیم انسانی میپردازد. شاعر به بیان نقش و اهمیت عقیق به عنوان سمبلی از زیبایی و عشق میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که جمال و اعتبار انسان به درون او بستگی دارد. عقیق نشانه تواضع و سادگی است و در عین حال نشاندهنده خواستههای عمیق و دردهای درونی انسان نیز هست. شاعر به تناقضات زندگی، حرص و طمع، و عواقب آنها میپردازد و به خواننده یادآوری میکند که در نهایت آبرو و اعتبار از درون و احساسات واقعی خود انسان نشأت میگیرد. در نهایت، پیام اصلی این اشعار تأکید بر اصالت درونی و زیبایی معنوی است که به تجربهها و احساسات انسانی مرتبط است.