غزل شمارهٔ ۱۹۶۲ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نیرنگ جلوهایکه به دل نقش بستهام
طاووس میپرد به هوا رنگ جستهام
با موج گوهرم گرو تاختن بجاست
من هم به سعی آبله دامن شکستهام
افسون الفت دل جمعم مآثر است
چون بوی گل به غنچه توان بست دستهام
موجگهر خمار تپیدن نمیکشد
برخاستهست دل ز غبار نشستهام
وضع سحر مطالعهٔ عبرتست و بس
عالم بهار دارد و من سینه خستهام
در ضبط عیش جرأت خمیازهات رساست
میدان کشیدن رگ ساز گسستهام
بیدل به طوف دامن نازش چسان رسم
سعی غبار نم زدهٔ پر شکستهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساسات و تصورات عاشقانهاش را بیان میکند. او از نیرنگها و زیباییهای درونیاش سخن میگوید و خود را مانند طاووس میبیند که به زیبایی پرواز میکند. با اشاره به موج و گوهر، به شور و اشتیاقاش اشاره میکند و از تجربههای عاشقانه صحبت میکند که سرشار از غم و شادی هستند. او به وضعیت نابسامان خود در مواجهه با عشق و تأثیر عاطفی آن بر زندگیاش تأکید دارد. در پایان نیز به حسرت و دشواریهای عشق اشاره کرده و نمایی از ناز و زیبایی طرف مقابل خود را به تصویر میکشد.