نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۷۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کف خاکم چسان مقبول جست‌وجوی او گردم

فلک در گردش آیم تا به‌ گرد کوی او گردم

دل مأیوس صیقل می‌زنم عمری‌ست حیرانم

نگشتم آینه تا قابل زانوی او گردم

جهانی را زدم آتش سراغ دل نشد پیدا

روم اکنون غبار خاطر گیسوی او گردم

محبت صنعتی دارد که تا محشر درین وادی

روم از خویش هر گه بازگردم سوی او گردم

وفا در وصل هم آسودن عاشق نمی‌خواهد

بیا تا گرد شوق قمری و کوکوی او گردم

خس معذور و ذوق الفت آتش جنون است این

به خاکستر رسم گر آشنای خوی او گردم

رمیدن در سواد صیدگاه دل نمی‌باشد

تو صحرای دگر بنما که من آهوی او گردم

چه امکانست با وضع‌ کسان‌ گردم طرف بیدل

که من چون آینه با هر که بینم روی او گردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار نمایانگر دلمشغولی و عاشقانه یک شخص است که در جستجوی محبوب خود است. شاعر از احساسات عمیق و حیرت خود نسبت به معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که برای یافتن او آماده است تا به هر جایی برود. او دل ناامید خود را صیقل می‌زند و آرزو می‌کند که به زانوی معشوق برسد. همچنین اشاره به تلاش‌های بی‌پایان خود برای شناخت محبت دارد و اعتراف می‌کند که عشق وفا و آسایش نمی‌طلبد. شاعر در نهایت می‌گوید که این احساسات او را به سمت معشوق می‌کشاند و هیچ‌گاه از یاد او خارج نمی‌شود.