نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۸۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو شمع از انفعال آگهی بیتاب می‌گردم

به صیقل می‌رسد آیینه و من آب می‌گردم

حیا چون موج گوهر شوخی از سازم نمی‌خواهد

اگر رنگم در گردش زند بیتاب می‌گردم

ندانم درد دل جوشیده‌ام یا نیش فصادم

نوا خون است سازی را که من مضراب می‌گردم

به ضبط اشک برق مزرع شوقم مشو ناصح

نهال ناله‌ام بی‌گریه کم سیراب می‌گردم

غبار ما و من از صاف معنی غافلم دارد

اگر زین جوش بنشینم شراب ناب می‌گردم

خیال هستی‌ام صد پرده بر تحقیق می‌بافد

ز ناموس کتان گر بگذرم مهتاب می‌گردم

خمی بر دوش همت بسته‌ام از قامت پیری

کشم زین ورطه تا رخت هوس قلاب می‌گردم

درین صحرا که جز عنقا ندارد گرد پیدایی

سیاهی گر کنم خورشید عالمتاب می‌گردم

به دیر و کعبه‌ام آوازهٔ ناقدردانیها

سرم‌ گر محرم زانو شود محراب می‌گردم

ندامت آبیاریهای کشت غم جنون دارد

به چشم تر گهرها بسته چون دولاب می‌گردم

تمیز از طینت من ننگ غفلت می‌کشد بیدل

به چشم هرکه خود را می‌رسانم خواب می‌گر‌دم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق خود می‌پردازد و از حالت‌های درونی خود صحبت می‌کند. او مانند شمعی است که از انفعال درمی‌آید و به تلاطم می‌افتد. این احساسات در جملات بیشتری ادامه دارد، از جمله به توصیف درد و شوق خود و تأثیرات حسرت و غم بر دلش می‌پردازد. به نظر می‌رسد که او در جستجوی روشنی و سروری است، و چندین بار به تضاد بین تاریکی و روشنایی اشاره می‌کند. همچنین به نوسانات و تناقضات زندگی و تجربیاتش در مسیر عشق و خودشناسی اشاره می‌کند. در کل، این شعر منعکس‌کننده‌ی احساسات عمیق و ناامیدی، جستجوی هویت و تلاش برای رسیدن به آرامش درونی است.