نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۳۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

به هوس چون پر طاووس چمنها دارم

داغ صد رنگ خیالم چقدر بیکارم

بلبل من به نفس شور بهاری دارد

می‌توان غنچه صفت چیدگل از منقارم

معنی موی میان تو خیالم نشکافت

عمرها شد چو صدا درگره این تارم

قید احباب به راهم نکشد دام فریب

خار پا تیزتر از شعله‌کشد رفتارم

ناله‌ها گرد پرافشانی اجزای منند

تا بدانی‌که ز هستی چقدر بیزارم

جسم خاکی‌گره رشته پروازم نیست

ناله‌ای صرف نیستان تأمل دارم

عدم آماده‌تر ازکاغذ آتش زده‌ام

شرری چند به خاکستر خود می‌بارم

سوختن چون پر پروانه‌ام انجام وفاست

بر رگ شمع تنیده است نفس زنارم

موی چینی به توانایی من می‌خندد

چه خیالست به این ضعف صدا بردارم

چند چون شمع عرق‌ ریز نمو باید پست

کاش این برق حیا آب‌کند یکبارم

از تنک مایگی طاقت اظهار مپرس

اشکم اما نفتاده‌ست به مژگان کارم

بیدل از حادثه‌کارم به تپیدن نکشد

موج رنگم نرسانید شکست آزارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، احساسات عمیق و درونی خود را بیان می‌کند. او از دل‌تنگی و بی‌حوصلگی خود صحبت می‌کند و بیان می‌کند که چقدر به زیبایی‌های زندگی و طبیعت علاقمند است، اما در عین حال از تاثیرات منفی زندگی و ارتباطات انسانی بیزار است. شاعر به تناقض‌های وجود خود اشاره می‌کند، از جمله بین جسم خاکی و پرواز روح. او از احساس سوختن و درد درونی خود می‌گوید و تقاضا می‌کند که دیگران از او نپرسند که چرا اینقدر در رنج است. همچنین، شاعرانگی و وفاداری به زیبایی‌ها را در مقابل سختی‌های زندگی نشان می‌دهد و چالش‌های وجود خود را با قدرت بیان می‌کند.