غزل شمارهٔ ۲۱۹۳ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زرنگ ناز چون گل بزم عشرت چیدنت نازم
چو شمع از شوخی برق نگه بالیدنت نازم
ز خاموشی به هم پیچیدهای شور قیامت را
به جیب غنچه توفانهای گل دزدیدنت نازم
نبود این دشت ای پای تمنا قابل جولان
به رنگ اشک در اول قدم لغزیدنت نازم
همه لطفی و از حال من بیدل نهای غافل
نظر پوشیده سوی خاکساران دیدنت نازم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره دارد و عشق و تمنا را به تصویر میکشد. شاعر از ناز و جذابیت معشوق میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او با تشبیه معشوق به گل و شمع، زیباییهای او را توصیف میکند و همچنین اشاره میکند که حتی در سکوت نیز شور و شوقی در وجود او وجود دارد. شاعر به نوعی از درد و غم خود و بیخبری معشوق از حال او نیز سخن میگوید. در کل، این شعر، تجلی عشق و زیبایی و احساسات عمیق انسان است.