نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۲۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

در مکتب تأمل فارغ ز صوت و حرفم

بویی به غنچه محوم خطی به نقطه حرفم‌

تا دل نفس شمارست هر جا روم بهارست

طاووس عالم رنگ لعبتگر شگرفم

نام توبی تصنع درس کمال من بس

یارب مخواه از این بیش مصروف نحو و صرفم

چون صبح تا رمیدم غیر از عدم ندیدم

کم‌فرصتی درین بزم با کس نبست طرفم

خفت‌کش حبابم از فطرت هوایی

گر جیب دل شکافم غواص بحر ژرفم

موی سفید تا کند خشت بنای فرصت

سیل است آنچه بر خویش تل‌کرده‌ست برفم

بیدل به خامی طبع معیارم ازعرق‌گیر

آیینه می تراود از انفعال ظرفم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به دنیای استعلایی و عمیق تفکر می‌پردازد. او از دوری از صدا و کلمات می‌گوید و به جنبه‌های روحانی و معنویِ وجودش اشاره می‌کند. با ذکر رنگ‌ها و زیبایی‌ها، به احساسی از شگفتی و زیبایی اشاره دارد. او همچنین از جستجوی حقیقت و کمال سخن می‌گوید و می‌خواهد از مسائل متداول و دنیوی جدا بماند. به عمق وجودش و تلاش برای درک حقیقت اشاره می‌کند و از گذر زمان و بی‌پایانی آن یاد می‌کند. در نهایت، او به خودشناسی و تأمل در ذات خود می‌پردازد و از نیاز به کشف زیبایی‌های درونی و معنوی سخن می‌گوید.